
در دورهاي كه بيشتر فضاي تئاتر كشور را نمايشنامههاي نويسندههاي خارجي پر كرده و آثار كساني مثل نيل سايمون ياسمينا رضا بارها به روي صحنه ميرود، ابوالفضل حاجيعليخاني بدون سروصدا نمايش «حكايت فين به روايت جن جين» را در تماشاخانه خصوصي باران اجرا ميكند.
«حكايت... » در روزگاري كه نمايشنامه ايراني خوب زياد نوشته نميشود حكم آبي زلال در اين برهوت را دارد. حاجي علي خاني كه پيشتر علاقه خود را به فضاي سنتي و ايراني در نمايش «معاشقه حنجر و خنجر» نشان داده اين بار با دست گذاشتن روي يكي از حساسترين وقايع تاريخي ايران، زندگي تا قتل اميركبير را با شيوهاي كمدي و جذاب به روي صحنه برده است. يكي از جنهاي حمام فين كه بالاي 300 سال سن دارد و شاهد اتفاقات و تحولات سه قرن ايران بوده، علاقه عجيبي به محمدتقيخان فراهاني دارد و شيفته رفتار، كردار و گفتار اوست و ميخواهد با كمك كارگران حمام و ديگر جنها زندگي او را بازسازي كند. «حكايت... » در نهايت سادگي و به دور از تكلف و پيرايههاي تاريخي در دل زمان سفر ميكند و بيكفايتيهاي ميرزا آقاخان نوري و شاه قاجار و دسيسههاي پشت پرده و پنهاني براي قتل امير را نشان ميدهد. در اين نمايش نه از نمادهاي شبهروشنفكرانه برخي كارگردانها خبري هست و نه نشاني از روايتهاي خشك و اتوكشيده و گاه نهچندان جذاب برخي كارگردانها از تاريخ؛ حاجي عليخاني در سادگي تمام، تمام تمركزش را روي درست درآمدن صحنهها و ديالوگها گذاشته است و انصافاً به خوبي از پس اين كار در آمده است. ما از دل همين ديالوگهاي شوخطبعانه متوجه اصلاحات اميركبير و فساد همهگير حكومت قاجار ميشويم و ميفهميم با چه مرد بزرگي طرف هستيم. كارگردان در كنار تمام شوخيهايش هر جا كه به اميركبير ميرسد از شوخي دست برميدارد و با احترام اين شخصيت بزرگ را نظاره ميكند. حاجيعليخاني همچنين براي طراحي صحنه نمايش خودش را خيلي درگير زرق و برق نكرده و با چيدن درست و كاربردي ميزانسن با لنگ، هم فضاي يك حمام را تداعي كرده و هم بازگشتي به گذشته دارد. تمام اينها در كنار موسيقي سنتي زنده نوازندگان حال و هواي نمايش را كاملاً ايراني و سنتي كرده است. به گونهاي كه تماشاگر پس از گذشت نزديك به دو ساعت متوجه گذشت زمان نميشود و خود را كاملاً به دست نمايش ميسپارد. جذابيت متن و شكل روايي درست نمايش از «حكايت... » اثري مخاطبپسند و جذاب ساخته است.