در حالي كه طي ماههاي اخير احزاب و گروههاي نزديك به اصلاحات به شدت فعال شده و درصدد هستند تا با برگزاري همايشها و نشستهاي گوناگون تشكيلات مربوط به خود را براي انتخابات مجلس آينده سازماندهي كنند، خبرهايي به گوش ميرسد كه گروههاي مختلف اين جريان دچار ريزش شده و هنوز نتوانستهاند اعضاي گذشته خود را مجاب كنند تا در حزب حضوري فعال و پررنگ داشته باشند.
هر چند كه تلاش حزب اعتماد ملي در هفته گذشته و بيان سخنان تند از سوي قائممقام آن يا تحركات اعضاي تندروي احزاب مشاركت و مجاهدين را ميتوان از نمونه تلاشهاي اين جريان براي زنده كردن اصلاحات دانست اما در اين بين مهمترين حزب حال حاضر اين جريان كه توانسته بود فعاليتهاي خود را هم به خوبي افزايش دهد، حال و روز خوبي ندارد. منظور همان حزب كارگزاراني است كه در ماههاي اخير با برگزاري جلساتي محرمانه و علني كوشش ميكرد خود را به عنوان پدرخوانده اصلاحات جا داده و دستورالعملهاي انتخاباتي اين جريان را در آينده تعريف كند اما از بد روزگار شاهد هستيم كه اعضاي اين حزب نزديك به خاندان هاشمي دچار چنددستگي شده و ميرود تا آينده اين حزب را با بحران روبهرو سازد. همان چند ماه پيش كه افرداي نظير سعيد ليلاز و محمد قوچاني به اعضاي مركزي اين حزب اضافه شدند، غلامحسين كرباسچي دبير كل حزب كارگزاران در گفتوگويي از نوسازي و بازسازي در حزب متبوع خود در سال جديد خبر داد و درباره تحولات در تركيب شوراي مركزي اظهار داشت: آخرين مصوبه شوراي مركزي و هيئت اجرايي كارگزاران مبتني بر ترميم شوراي مركزي است.
وي در پاسخ به اين پرسش كه «آيا در سال 93 با كارگزاران جديد مواجه خواهيم بود؟» اعلام كرد: كارگزاران جديد نه؛ بلكه كارگزاران بازسازي و نوسازي شده. اما شرايط كنوني حاكم بر اين حزب چيزي فراتر از نوسازي را نشان ميدهد كه ميتوان آن را ريزش اعضاي باسابقه و چنددستگي اعضا نام گذاشت، چراكه روزهاي اخير رسانهاي شد كه محمد هاشمي برادر هاشمي رفسنجاني هم از حزب متبوع خود جدا شده؛ خبري كه شرايط آينده اين حزب كه داعيه پدرخواندگي اصلاحات را هم دارد دچار سردرگمي كرده است.
محمد هاشمي ضمن اعلام استعفاي «كارگزاران» در گفتوگويي كه به خوبي اختلاف سليقه اعضاي سابق و جديد را نشان ميدهد، تأكيد ميكند: من ديگر فعاليتي در قالب تشكيلات كارگزاران نخواهم داشت. وقتي شما احساس ميكنيد كه آن انسجام كه لازمه فعاليت سياسي درون شوراي مركزي يك حزب است وجود ندارد، ديگر فعاليت در آن ضروري به نظر نميرسد. بنابراين به نظرم رسيد كه نياز است شوراي مركزي حزب هماهنگتر باشد و به همين دليل از حزب كارگزاران خداحافظي كردم. منظورم هماهنگي فكري است. براي پرهيز از تشنج احساس كردم كه نبايد در شوراي مركزي و حزب باشم. به همين دليل از فعاليت در حزب كارگزاران كنارهگيري كردم. وي در ادامه ناراحتي خود را از تحولات حزب سابق خود به اين شكل بيان ميكند: تركيب جديد شوراي مركزي حزب كارگزاران بسيار شبيه به جبهه شده است تا اينكه يك حزب باشد. يعني ديدگاههاي مختلف و افراد مختلفي در آن حضور پيدا كردهاند و آن انسجامي كه بايست شوراي مركزي داشته باشد از ميان رفته است. كنارهگيري كردم تا تشنج نباشد.
كرباسچي دبيركل اين حزب هم در واكنشي جالب به اين استعفا اظهار ميكند: ما چيزي در جدا شدن ايشان نديديم. خود ايشان و همه افراد محكوم به حبس ابد در حزب نيستند. همه ميتوانند تا يك مدتي كار كنند و ممكن است وقتي صلاح ندانند ادامه فعاليت در حزب را متوقف كنند. كار در احزاب اجباري و ابدي نيست. شهردار سابق تهران ادامه ميدهد: خود ايشان بايد توضيح دهند. ما ايشان را از دوستان خيلي خوبمان ميدانيم. همچنان و هميشه ايشان را در جبهه و مجموعه خودمان ميدانيم و احساس جدايي از ايشان نميكنيم. ايشان عضو رسمي كارگزاران باشند يا نباشند خيلي فرقي نميكند. ارزيابي ما از شخصيت ايشان اين است كه در مجموعه نيروهاي اعتدالگرا و سازنده كشور بوده، هستند و خواهند بود. به هر حال آقاي هاشمي الان ميخواهند كمتر فعال باشند. ما احساس نميكنيم ايشان فكر و انديشهاش جدا از كارگزاران باشد. زماني ميتوان بحران سايه افكنده بر حزب دولت ساخته سازندگي را بهتر تشخيص داد كه بدانيم زمزمههايي جدي مبني بر جدايي فائزه و محسن هاشمي هم به گوش ميرسد، موضوعي كه با واكنش سراسيمه برخي از اعضاي اين حزب هم مواجه شد و اين در حالي است كه پيش از اين حسين مرعشي سخنگوي تعليق شده حزب كارگزاران در گفتوگو با فارس درباره نازايي سياسي در حزب كارگزاران گفته بود بايد افراد فعلي در شوراي مركزي از دنيا بروند تا ما بتوانيم براي آنها جايگزين بياوريم.
وي در ادامه همچنين گفته بود: ما در كارگزاران به ليبراليسم معتقديم اما محمد هاشمي در واكنش گفت من چون دبير كميته سياسي كارگزاران هستم اتهام ليبراليسم سياسي را رد ميكنم.
در اين شرايط محمد قوچاني ضمن انتشار ويژهنامهاي بر ليبرال بودن كارگزاران تأكيد كرده و بر خلاف حسين مرعشي كه گوي سبقت را در نقد تند و تيز از دولت از ديگر شخصيتهاي اصلاحطلب ربوده بود در مقالههايي به شدت به مدح و منقبت حسن روحاني روي آورده؛ موضوعي كه آنچنان به مذاق برخي از اعضاي كارگزاران خوش نيامد.
به هر حال ميتوان يكي از دلايل عمده شكاف در اعضاي سابق و فعلي حزب كارگزاران را تفاوت نگاه در مواجهه با دولت دانست، چراكه افرادي مانند محمد هاشمي و حسين مرعشي با توجه به مواضع تندشان عليه دولت نشان دادهاند كه بايد نسبت به دولت رويكردي انتقادي اتخاذ كرد اما افرادي تازهورود مانند قوچاني همچنان بر حمايت همه جانبه از دولت روحاني تأكيد دارند البته نبايد از اين نكته هم گذشت كه افراد نزديكتر به هاشمي رو به سوي خروج از حزب كرده و اين ميتواند نشان دهنده فاصلهگيري قريبالوقوع حزب از شخص هاشمي بوده، موضوعي كه ميتواند چنددستگي اصلاحات را تا انتخابات آينده بيشتر كرده، آن هم در حالي كه شخصيتها و رسانههاي اين جريان در طول ماههاي اخير تلاش زيادي كرده كه انشقاق را به جريان رقيب نسبت داده و وحدت جريان مورد قبول خود را بسيار آسان و امكانپذير جلوه دهند.