آيا محمد رحمانيان ميخواهد بيزينس را با تئاتر مخلوط كند؟ اين سؤال را براي اين مطرح نكردم كه بلافاصله بعد از اتمام يك نمايش، رحمانيان خود را براي اجراي يك متن ديگر آماده كرده است؛ چراكه مدتها است سالنهاي تئاتري در دست امثال اين كارگردان در حال چرخش است و اگر صداي مخالفي مانند اعتراض قطبالدين صادقي شنيده شود، دستجمعي او را مسخره ميكنند تا ديگر كسي جرئت نكند به عاليجنابان رانت در تئاتر ايران ايرادي بگيرد.
دليل اصلي اينكه ميپنداريم رحمانيان در حال پيدا كردن يك« بيزينس پلن» در تئاتر است اين است كه اين كارگردان در فضاي كوچك سالن فرهنگسراي نياوران دست به ايده طبقهبندي رديفها و اجراي سيستم قيمت پلكاني براي بليت تئاتر زده است. در اين روش كه براي 13 رديف ناقابل تئاتر نياوران در حال اجرا است، هرچه بيننده به صحنه تئاتر نزديكتر باشد و بازيگر تئاتر را از فاصله نزديكتري ببيند بايد پول بيشتري بدهد و اگر كسي نتوانست پول بيشتري بدهد به صندليهاي عقبتر تبعيد ميشود. نمايش «تك گويي براي تماشاگر» با اين سيستم قرار است به چه چيزي برسد؟ پول بيشتر؟ اجراي سيستم طبقاتي در تئاتر بر اساس ليبرال سرمايهداري كه بر خلاف عقايد سوسياليستي دوست تئاتري ماست، يا اينكه فقط بحث كسب درآمد وسط است و همه اين فلسفهها با ديدن برق پول، رنگ ميبازد.
جالب است كه فرهنگسراي نياوران نيز در حال تلاش است تا در بين سالنهاي تئاتر براي خودش شخصيت و جايگاهي پيدا كند. بر اين اساس، برنامه نمايشنامهخواني نمايش «قرمز و ديگران» نوشته محمد يعقوبي را از هفته آينده اجرا خواهد نمود؛ يعقوبي كه در چند وقت اخير صحبتهاي زيادي درباره لاقيدياش نسبت به مسائل شرعي و اعتقادي شنيده شده و اساساً چيزي به اسم انقلاب اسلامي را قبول ندارد.
فرهنگسرايي كه ميگويند متعلق به معاونت هنري وزارت ارشاد است در حال زد و بند با كارگردانهايي مانند يعقوبي و رحمانيان است تا هم بتواند از شهرت اين كارگردانها براي مطرح كردن خودش استفاده كند و هم در فضاي انتقادي كه به عملكرد مبهم و سؤال بر انگيز چند كارگردان تئاتر از جمله اين دو تن به وجود آمده است، محل امني براي فعاليتهاي آنها ايجاد كند. در اينجا بهتر ميتوان دليل برخورد نكردن علي مرادخاني با يعقوبي را در پي انتشار صحبتهاي هنجارشكنانهاش فهميد. زيرا اگر مرادخاني اعتقادي به برخورد داشت هيچ وقت امكاناتي مانند سالن تئاتر فرهنگسراي نياوران را در اختيار امثال يعقوبي قرار نميداد.
محمد رحمانيان با كمك فرهنگسراي نياوران در حال پيادهسازي بدعتي در تئاتر كشور است كه در نهايت به ضرر هنر نمايش تمام خواهد شد. كساني كه ادعا دارند از تئاتر دولتي بدشان ميآيد و پول دولت را دوست ندارند با هماهنگي بخش دولتي در حال برنامهريزي براي كسب درآمد بيشتر از تماشاگران تئاتر هستند. بعد از مدتي هم به دليل چشم و همچشمي ديگر كارگردانهاي تئاتر هم به وسوسه ميافتند تا همين روش را پياده كنند و به سرعت همه سالنهاي تئاتر تماشاگران را به رديفهاي چندگانه تقسيم ميكنند كه احتمالاً گروه اول مختص سوگليهاي پولدار، گروه دوم دوستان عزيز دست به جيب و گروه سوم هم جايگاه بيچارههاي عشق تئاتر خواهد شد. تنها چيزي كه تئاتر ما كم داشت، فخرفروشي براي رديف صندليها بود كه حالا به لطف كاسبكاري بعضيها اين مهم محقق شد. آن وقت چه چيزي از تئاتر ايران باقي خواهد ماند؟ خدا داند!