تحرك هنجارشكنانه و قلدرمآبانه برخي از گروهها و شخصيتهاي مدعي خط امام را در طول سالهاي اخير و در مخالفت با اصول اساسي نظام و انقلاب نميتوان به راحتي فراموش كرد و آنها را در گرد و غبار حوادث نو تاريخ از ياد برد، چراكه اين فعاليتها گاه آنچنان رنگ و بوي دشمني با اصل حاكميت سياسي به خود گرفت كه جداسازي اين رهپويان مدعي خط امام از عوامل نفوذي دشمن بيروني بسيار دشوار و غيرممكن است.
براي بسياري از شركتكنندگان در حماسه 9 دي هنوز هم جاي سؤال است كه چگونه در سكوت بسياري از مسئولان، هماكنون يكي از رهبران اصلي شهرآشوب 88 خيز بلندي براي برگشت رسمي به حاكميت برداشته و كمتر روزي است كه تحركات ويژه وي به صورت هدفمند به تيتر يك مجموعهاي از روزنامههاي نشانهدار داخلي تبديل نشود.
براي جامعه به سادگي قابل پذيرش نيست كه جماعتي 16 سال، تمام همت و نهمت خود را براي براندازي نظام قرار دهند و در يك فرآيند زماني چهار ماهه دم از «حقوق شهروندي» و« لزوم استمرار ثبات وآرمش داخلي» زده و به ديدار خانوادههاي شهداي هشت سال دفاع مقدس بروند و در مذمت تندروي، افراطيگري و قانونشكني سخنراني كنند. حرف از وابستگان به مردي با «عباي شكلاتي» است كه سعي دارد ضمن «احياي» جريان متبوع خود، چهره غوغاسالاران سال 88 را «تطهير» كرده و به درون نظام بكشاند. بر همين اساس نميتوان به راحتي نگراني اكثريت جامعه از فعاليتهاي گسترده محمدخاتمي و رسانههاي زنجيرهاي را جهت برجستهسازي شخصيت و تحركات سياسي- اجتماعي وي ناديده گرفت؟
«خود احيايي» خاتمي از كانال اعتدال
به عبارت ديگر، به زعم تئوريسينهاي طيف برانداز روي كارآمدن دولت اعتدال فرصت بسيار مناسب و كمنظيري براي بازگشت نرم ملازمان اين جريان به لايههاي زيرين قوه مجريه و پس از آن نفوذ در حلقههاي تأثيرگذار حاكميت است. دستيابي به مراحل فوق ميتواند مقدمه اساسي و لازم جهت تصدي رسمي قدرت ارزيابي شود و پروسههايي مانند« بيثباتسازي سياسي- اجتماعي» و « تغيير نگرش در افكار عمومي نسبت به كاركردهاي نظام اسلامي» و سپس «استحاله رسمي نظام» را كليد بزند. اين را بايد مهمترين راهبرد پدرخواندههاي تجديدنظرطلب در ميدان سردرگمي و آشفتگي اين طيف در عرصه سياسي براي انتخابات پيشرو دانست؛ هدفي بالادستي كه در سال 88 براي دستيابي به آن تئوريهاي متفاوتي را از «كميته صيانت از آراي سال۸۸» گرفته تا «اردوكشي خياباني عليه حاكميت» در دستور كار قرار دادند. هرچند نميتوان نقش اساسي تئوريپردازان جريان دگرانديش و رسانههاي زنجيرهاي را در رسيدن به اين اهداف ناديده گرفت اما بايد تأكيد كرد سنگيني بار «احياي اصلاحات» و «كشاندن آنها به درون نظام» بر دوش خاتمي بوده و با رصد فعاليتهاي پردامنه اجتماعي- سياسي خاتمي طي چهار ماه اخير ميتوان به راحتي به اين نتيجه رسيد، البته نقش اعضاي ديگر مجمع سياسي روحانيون مبارز را بايد مكمل و پوشش دهنده تكاپوهاي پردامنه محمدخاتمي دانست.
شمهاي از فعاليتهاي براندازانه خاتمي و دوستانش
رئيسجمهور دولت اصلاحات كه در روز رأيگيري انتخابات سال 88 با ادبياتي دو پهلو اظهار ميكند: «پيشبيني من اين است كه پيروز انتخابات موسوي است، هرچند من پيشگو نيستم» يا در جلسهاي با حضور موسوي و كروبي ستاد ابطال انتخابات را تشكيل داده و از اردوكشي 25 خرداد با عنوان « روز بانشاط» حمايت ميكند چند ماه پس از شكلگيري 9 دي دفعتاً تغيير رويه و موضع داده و به صورت ظاهري با نظام و مردم همراه ميشود كه در ادامه به بخشي از آن اشاره ميكنيم.
روز دوشنبه اول تير ماه مجمع روحانيون تحت نفوذ خاتمي با صدور بيانيهاي به همان سبك و سياق گروهكهاي ضدانقلاب با تأييد ضمني آشوبها و اغتشاشها و تجمعهاي خياباني عملاً مسئوليت خونهاي ريخته شده را بر عهده ميگيرد.
اين تشكل سياسي با انتشار اين بيانيه در حمايت از آشوبطلبي و كشتار بيگناهان به ادامه ضمني آشوبهاي خياباني تأكيد كرد و علاوه بر شهيد لقب گرفتن همه كشتهشدگان حوادث پس از انتخابات، از همه زندانيها دفاع كرد و خواستار آزادي فوري آنان شد. مجمع روحانيون مبارز در اين بيانيه ضدانقلابي نه تنها از رأي مردم و قانون تمكين نميكند بلكه در تخطئه برخورد با آشوبگران اشاره ميكند: «آيا پاسخ اين فريادهاي حقطلبانه صفير گلولههايي است كه سينه فرزندانشان را بشكافد و پير و جوان و زن و مرد را به خاك و خون بكشد.»
پارادوكسهاي مجمع روحانيون از سال89 كليد ميخورد
بعد از آنكه تئوري «براندازي نظام» در سال88 نتيجه بخش نبود، نخستين راهكار پدرخواندههاي اصلاحات براي احياي جريان خود «اتخاذ مواضع نرم و معتدل، در جهت آرمانهاي انقلاب و نظام» بود تا بلكه ضمن بازيابي مشروعيت سياسي گذشته، بدنه اجتماعي خود را هم از سرخوردگي و بلاتكليفي نجات دهند. شروع پيادهسازي اين نظريه را مجمع روحانيون مبارز در تيرماه سال89 با انتشار بيانيهاي - كه ادبياتي متفاوت از بيانيههايي داشت كه در فتنه 88 براي اردوكشي خياباني صادر ميكرد- كليد زد كه در آن بيانيه به اقدام كشورهاي غربي در خارج كردن نام منافقين از ليست تروريستها اعتراض ميكند و خود را طرفدار نظام و امام و مردم ميداند. اين تاكتيك از همان زمان شكل عملياتي به خود ميگيرد و در موقعيتهاي مختلف با شگردهاي خاص رواني- رسانهاي دنبال ميشود تا زمان برگزاري انتخابات رياست جمهوري يازدهم و پيروزي دكتر حسن روحاني به شكل گسترده و هوشمندانه از سوي رهبران اين گروه ادامه پيدا ميكند.
انتخابات مجلس نهم برچسب «تعادل» را به پيشاني خاتمي ميچسباند
گرفتن ژستهاي همسو با سياستها و مباني نظام وانقلاب كه در سال 89 از سوي وابستگان به رفرميسم داخلي ريلگذاري شده بود به صورت آرام پيگيري ميشود و در انتخابات مجلس نهم شوراي اسلامي با شركت محمدخاتمي در يكي از شعب دور افتاده شهر دماوند ادامه يافته و شش ماه مانده به انتخابات يازدهم رياست جمهوري با رسانهاي شدن بحث نامزدي خاتمي در انتخابات شكل معقول تري به خود ميگيرد و كانون فعاليتهاي برخي از رسانههاي كشور به بحث «آمدن يا نيامدن محمدخاتمي» در انتخابات اختصاص مييابد، موضوعي كه سبقه آن به 11 سال پيش برمي گردد و بانيان فتنه 88 اتخاذ آن درشرايط موجود را هم براي موفقيت در انتخابات 92 و هم احياي شخص خاتمي تاثيرگذار ميدانستند.
مجمع تحت مديريت خاتمي در پيروي از استراتژي ياد شده يك ماه قبل از انتخابات 92 بار ديگر با انتشار بيانيهاي كه در تضاد كامل با عملكرد آنها در سال 88 بود از برادركشي در جهان اسلام و به ويژه مصر اظهار نگراني و ناراحتي كرده و بيان ميكند: «در پشت اين جنايات و برادركشي دستهاي پليد دشمنان اسلام و مسلمانان و عزت كشورهاي اسلامي وجود دارد. افراطگري و تعصبات جاهلانه به نقطهاي رسيده است... آنان درصددند تا با اينگونه اقدامات نادرست احساسات ميليونها مسلمان را برانگيخته و آتش كينه توزي و برادركشي را شعلهورتر سازند.»
كم اتفاق نيفتاد كه اعضاي برجسته اين تشكل سياسي تحت نفوذ خاتمي در طول ماههاي منتهي به انتخابات خردادماه امسال- مانند بيانيه فوق- همينگونه فرياد دوستي و صلح و برادري سر دهند تا بلكه افكار عمومي را به اين باور برسانند كه منسوبين به اين تشكل مدافع حقوق ملتها و مطيع مباني اسلامي بوده و شايستگي حضور در رقابتهاي انتخاباتي را دارند.
از تدفين ماندلا تا سفر قم با هدف ترميم شخصيت خاتمي
«اتخاذ رفتار و مواضع نرم و همسو با گفتمان انقلاب اسلامي و ارزشهاي اكثريت جامعه » كه رسماً از سال 89 آغاز شده ماه گذشته با اظهارات محمد خاتمي در مورد «شهيدان دفاع مقدس» وارد مرحله تازهاي شد تا باز نشان داده شود كه رهبران اين جريان همچنان اميد دارند از جاده ميانبر گفته شده، به اهداف بالادستي خود رسيده و آرزوي ديرينه خود را زميني سازند.
در نرم افزار ياد شده اين جرگه «تلاش خاتمي براي حضور در مراسم تدفين ماندلا»و« كوشش براي سفر به قم و ديدار با مراجع عظام» هم براي مرد بحران ساز نظام طي هفتههاي اخير پيش بيني شده بود كه بينتيجه ماند.
براساس آنچه شخصيتهاي محوري اين دسته سياسي وانمود ميكنند، يك نوع همگرايي و وحدت رويه در بين رسانهها و تمام فعالان سياسي اين جريان براي نيل به اهداف مشترك و بلند مدت و ازجمله «ترميم شخصيت خاتمي و احياي وي » بهوجود آمده كه ميتواند حاصل ساعتها جلسات همانديشي و همفكري براي رسيدن به اهداف انتخاباتي باشد كه در صورت غفلت طيف دلسوز و وفادار به انقلاب اسلامي نه تنها ميتواند منجر به بازگشت رسمي دگرانديشان به قدرت شود بلكه منتهي به آن شود كه انقلاب و نظام دستخوش بحرانهايي اساسي شود.
بايد تأكيد كرد كه «اتخاذ ادبيات همسو با گفتمان انقلاب اسلامي و همجهت با مباني اعتقادي و انقلاب جامعه» از سوي مرد بحران ساز نظام در طول ماههاي آتي همچنان ادامه خواهد داشت چراكه در ريلگذاري رهبران تئوريك اين جريان براي بازگشت به قدرت انتخابات، وي ميتواند كاراكتر اصلي باشد.