ثبتنام ۱۶ هزار و ۳۳ نفر داوطلب نمایندگی مجلس شورای اسلامی نشاندهنده نوعی عطش برای رسیدن به کرسی سبز نمایندگی فارغ از توانمندی پاسخگویی به این تعهد و مسئولیت خطیر و جایگاه بلندی است که در پیوند با وظایف و اختیارات مجلس شورای اسلامی در واقع امر ریلگذاری برای حرکت دو قوه دیگر یعنی قوه مجریه و قضائیه را در حیطه تعهد و مسئولیت نمایندگان مجلس قرار میدهد.
با پایان ثبتنام تعداد ۸۴۸ نفر انصراف داده و بیش از ۹۱ درصد از افراد باقیمانده نیز توسط هیئتهای اجرایی و بر اساس استعلام به عمل آمده از مراکز چهارگانه، احراز صلاحیت اولیه شدهاند. احراز صلاحیت نهایی این خیل کثیر ثبتنامکننده، پس از این بر عهده شورای نگهبان است که مستند به عدم سوءسابقه مالی و اخلاقی و نداشتن سابقه محکومیت کیفری و عدم دخالت در توطئه یا فتنه علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی انجام خواهد شد. بدیهی است بررسی دقیق صلاحیت نهایی این تعداد زیاد از داوطلبان یعنی صدور مجوز به داوطلبان دارای تعهد، مسئولیتپذیری و توان انجام وظیفه خطیر نمایندگی و عصاره فضیلتهای ملت شریف و بزرگ ایران اسلامی که قطعاً امری لازم، ولی بسیار دشوار برای شورای نگهبان به حساب میآید. چراکه:
۱- تعداد داوطلبان بسیار بالا بوده و نمیتوان انتظار داشت که مراجع و مراکز قانونی برای عملکرد تمامی آنان اطلاعات مورد نیاز را داشته باشند و دسترسی به امکان برای احراز یا رد صلاحیت با استفاده از سوابق موجود در شرایطی که بسیاری از آنان گمنام هستند کار دشواری است.
۲- محدودیت زمان بررسی و اعلام نظر شورای نگهبان که تناسبی با این تعداد از داوطلبان نمایندگی نداشته و در عین حال نباید دقت بررسیها را به سایه اندازد.
از سوی دیگر معمولاً رأیدهندگان با تصور اینکه صلاحیت نامزدهای نمایندگی توسط هیئتهای اجرایی و نظارتی کاملاً بررسی و احراز شده حساسیت چندانی برای شناخت و گزینش به خرج نداده و اگر پس از رأی شاهد عملکرد و رفتاری خلاف شأن نمایندگی و انتظار خود باشند، شورای نگهبان را مقصر اصلی تلقی کرده و مورد سرزنش قرار میدهند و شورای نگهبان در بررسی صلاحیتها و احراز صلاحیت نهایی نامزدها زمانی واضحتر میشود که بدانیم عدم احراز را باید مستدل رقم زند و جوابگوی نامزدهایی باشد که دلایل عدم احراز صلاحیت خود را طلب کنند؛ بنابراین درحالی که احراز صلاحیت نمایندگی از سوی شورای نگهبان باید ضامن سلامت و همچنین توانمندی نامزدها برای انجام وظیفه سنگین و خطیر نمایندگی و حفظ تراز مجلس شورای اسلامی برای کشوری بزرگ و پرمخاطره باشد، با صف طویلی از نامزدها مواجه است که متأسفانه نهتنها چارچوب قانونی برای منع آنان از ورود به عرصه رقابت بدون کسب صلاحیت لازم وجود ندارد، بلکه بهانه ضرورت رقابت سیاسی در عرصه انتخابات و حق مردم برای انتخاب شدن نیز بهانه برخی سیاستبازان حرفهای برای حمله به شورای نگهبان در انجام وظیفه رسیدگی به صلاحیتها و کسب اطمینان نسبت به احراز آن میشود.
اما مسئله اصلی این است که چه تعداد از کسانی که ثبتنام کردهاند، میتوانند از پس مسئولیت و تعهد جایگاه خطیر نمایندگی مجلس شورای اسلامی برآیند؟
ثبت نام این تعداد انبوه، گویای این است که احتمالاً در فرهنگ سیاسی ما و همچنین قانون انتخابات نقص یا خلأیی وجود دارد که جبران آن بر عهده نهادها و مراکزی مثل هیئتهای اجرایی وزارت کشور و هیئتهای نظارت شورای نگهبان قرار گرفته و این وظیفه سنگین محتاج همراهی و همکاری همه دلسوزان نظام و صاحبان دغدغه کارآمدی و سلامت برای آینده کشور است.