انتظارات از حدادی بسیار بالا بود، خصوصاً از سوی ورزشکاران، چراکه او اشراف کاملی به مسائل و مشکلات دوومیدانی داشت و همواره در صف منتقدان قرار داشت، اما مواضع او بعد از نشستن بر صندلی ریاست فدراسیون دوومیدانی کاملاً تغییر کرد و درست در مسیری گام برداشت که مدیران قبلی طی کرده بودند و او خود به عنوان یک ورزشکار همواره منتقد آن بود. شاید به همین دلیل هم نتوانست ارتباطی را که انتظار میرفت با ورزشکاران این رشته برقرار کند.
حدادی بیتردید زمان خود یکی از پرهزینهترین ورزشکاران کشور بود که به واسطه کسب نقره المپیک لندن هیچ مسئولی خواستههایش را زیر سؤال نمیبرد و دست رد به سینهاش نمیزد و یکی، دو باری هم که در این خصوص با مسئولان فدراسیون دوومیدانی به مشکل خورد، اهالی کمیته ملی المپیک برای حل و فصل مشکلاتش پادرمیانی کردند تا با همان رویهای که پسند میکرد به تمریناتش برای مسابقات مختلف ادامه دهد. هرچند که با وجود هزینه بسیار نایبقهرمانی او در المپیک لندن هرگز دیگر تکرار نشد، اما او تا زمانی که اعلام بازنشستگی کرد سود نائبقهرمانی در المپیک لندن برایش پابرجا بود و حتی برای حضور در آخرین بازیهای آسیایی نیز چندماهی را در اردوی امریکا به سر برد.
اما درست بعد از نشستن بر صندلی ریاست فدراسیون دوومیدانی ورق برگشت! تصور میشد حدادی بعد از به دست گرفتن ریاست فدراسیون، رابطه خوبی با ورزشکاران برقرار کند و با شناخت خوبی که از مسائل و مشکلات آنها دارد مدیریتی مثالزدنی را به تصویر بکشد، اما آنچه شاهد بودیم هیچ شباهتی به چیزی که انتظار میرفت، نداشت و حدادی که همواره تأکید داشت مدیران و رؤسای فدراسیون در حق ورزشکاران آنقدر بیمهری میکنند و دل قهرمانان را میشکند که دست از کار میکشند، حالا خود رفتار و حتی گفتاری مشابه را در پیش گرفته است!
او قبل از بازیهای آسیایی هانگژو نیز با زیر سؤال بردن امکانات این رشته تأکید داشت در داخل کشور شرایط اردویی فراهم نیست و غیر از فدراسیون کشتی که یک کمپ تخصصی کامل دارد، دیگر هیچ رشتهای شرایط مناسبی ندارد و حتی مجموعه تخصصی ۷ هکتاری فدراسیون هم به دور از کیفیت و استاندارد لازم است، آنهم در شرایطی که تا قبل از تعطیلات نوروز، تمریناتش را در کیش دنبال میکرد. حالا، اما او که به عنوان رئیس فدراسیون باید پاسخگو باشد، میگوید امریکا آش دهنسوزی نیست و اتاقهایی که در آفتاب انقلاب داریم خیلی بهتر از آن اتاقهایی است که در امریکا داشتیم، اما نمیگوید چرا جای آفتاب انقلاب مدام در اردوهای خارجی، بهخصوص امریکا و کمپهای تمرینی، چون چولاویستا به سر میبرد!
بله، امریکا آش دهنسوزی نیست، اما این ادعا را از هرکسی میتوان پذیرفت جز احسان حدادی که به مدت یک دهه، حتی گرینکارت این کشور را هم داشت! کسی که جز به برپایی اردوهای خارجی، آنهم در امریکا رضایت نمیداد! اما حالا با قیافهای حق به جانب از امکانات داخلی که تا قبل از ریاستش آنها را زیر سؤال میبرد، تعریف و تمجید میکند تا این سؤال مطرح شود که اوضاع تغییر کرده یا حدادی؟!
آنچه باعث شده حدادی بعد از تکیه زدن بر صندلی ریاست فدراسیون دوومیدانی مورد انتقاد قرار گیرد (چه از سوی رسانهها، چه ورزشکاران و چه پیشکسوتان)، تناقضگوییهای اوست و لحن همیشه طلبکاری که در زمان ورزشکاری نیز داشت. شاید دیروز میشد بهانهای برای لحن همیشه طلبکار او پیدا کرد و به واسطه مدالهای آسیایی و نقرهالمپیکی که کسب کرده بود چشم بر رفتارهای پرانتقادش بست، اما امروز نمیتوان، چراکه حدادی به عنوان یک مسئول باید پاسخگو باشد و دیگر نمیتواند عوامل محیطی و جهت وزرش باد و مسائلی از این دست را بهانه ناکامیهایش قرار دهد. او امروز باید به جای گله کردنهای مداوم از منتقدان، زمان و تمرکز خود را روی حل مشکلاتی بگذارد که خود سالها منتقد آن بود. بیتردید حدادی اگر میخواهد دوران مدیریتی موفقی را سپری کند (متفاوت از این مدت)، باید به جای تغییر مواضع و سختگیریهای بیمورد شرایطی فراهم کند که دوومیدانی بتواند به استانداردهای بینالمللی نزدیکتر شود. پرورش نسل جدید از قهرمانان، شناسایی استعدادها و حمایت از آنها، تأمین بودجه لازم برای اعزام ورزشکاران به اردوها و مسابقات مختلف، جذب مربیان بادانش و تراز اول، استانداردسازی پیستها، مهیا کردن تجهیزات تمرینی و نزدیکتر شدن به استاندارهای جهانی، انتظاراتی است که از حدادی وجود دارد. رئیسی که سالها به عنوان ورزشکار در این رشته خاک خورده و خوب میداند نیاز آنها برای دستیابی به موفقیت چیست، اما در عین ناباوری راه مدیران قبلی را در پیش گرفته است، راهی که اگر به نتیجه مثبتی رسیده بود، امروز دوومیدانی با این حجم از مشکلات و انتقادها مواجه نبود.