جوان آنلاین: حجتالاسلام محسن قنبریان در کانال شخصی خود نوشت: همان قدر که «سهم خواهی» در یاری رسانی حق، بد است، «حمایت دربسته» و صرفاً به اعتماد نامزد هم بد است؛ قبلاً کلاههای گشادی سرملت گذاشته و سهمی از دلزدگیها شده؛ پس تاریخش گذشته است.
دور اول به پزشکیان بهرغم برخی خصایص خوبش رأی ندادیم، چون کابینه او را غیر از خود او میدیدیم و نظر منفی به آنها موجب رأی ندادن به او شد؛ برادرانه میگویم همین را برای برخی رأی ندهندهها به خود لحاظ کنید! درباره خود و برخی مؤثرین ستاد، درصدی از رأی دهندگان ابهاماتی دارند. تبلیغات دور اول و پاسخهای ستادی اقناعشان نساخت و الا شاید کار را تمام میکردند. در این مرحله حساس باید آن ابهامات به «شکل جامعه پسندی» حل شود و فقط به اتقان پاسخها نزد طرفداران توجه نشود. چند پیشنهاد عملی روشن در اینباره:
معرفی معاون اول ریاست جمهوری خود
حاشیه ابهام جلیلی، توانایی و کارآمدیاش بهخصوص برای تحقق یک برنامه جهشی و استفاده از همه ظرفیتهاست. تحقق این برنامه تحول از دو جا سیراب میشود:
الف) «قدرت تحرک بخشی» به بدنه بزرگ دولت و دیوان سالاری سنگین موجود (مدل دولت هاشمی و شهید رئیسی).
ب) «قدرت خلق اراده عمومی» در بیرون دولت و در صحن جامعه (مدل دولت دوم خرداد و احمدی نژاد).
قدرت رهبری و مدیریتی ایشان در هریک از این دو، نمرهای دارد که بسا به نظر عدهای حد کفایت نباشد! تعویض مدیران عملاً نمیتواند حداکثری باشد و الزاماً هم موجب تحرک بدنه نمیشود. نه آن اندازه مدیر با تجربه دور و بر هست و نه دیوانسالاری در واقعیتِ خود، «یک سایه» است که راحت برنامه شما را بخواند. مقاومت و دیالکتیک آن در مقابل برنامههایی که روتینش نیست، در دولتهای احمدی نژاد و رئیسی تجربه شده است. معرفی یک مدیر دیوانسالار، کارا و قوی بهعنوان معاون اول میتواند تا اندازهای آن ابهام را در اذهان بزداید. قدرت راهبری اجتماعی نیز با ضمائمی راستین به خود به میزانی قابل ارتقاست.
معرفی کابینه؛ اقلاً وزارتخانههای مهم
به طور طبیعی در حامیان و حتی ستاد، افراد گوناگونی وجود دارد. با «یک طیف» مواجهیم که از قضا برخی از حاشیههای این طیف، «سوژههای تخریب جدی» جلیلی در دور دوم توسط رقیب است. اعم از راست یا دروغ بودن این نسبتها، چنین اتهاماتی درباره برخی حامیان در جامعه مطرح است:
- علم (مدرن) ستیزی مفرط با خوانشهای خاص از اقتصاد اسلامی، طب اسلامی، پیشرفت اسلامی، مدرسه اسلامی و...
- نگاههای خاص به زنان و حضور اجتماعی آنان و به خصوص نحوه تحقق حجاب اسلامی
- نگاههای متهم به تکفیری در مسائل سیاست داخلی و مواجهه با مخالفان خود و...
اگر میخواهید اینها همه سوژه تخریب و چالشهای غیر واقعی و دست چندم نشود، از الان کابینه خود را معرفی کنید! وزیر خارجه، ارشاد، کشور، آموزش و پرورش، علوم و حتی معاون زنان و... معلوم میکند رویکرد و برنامههای شما در تجسم عینی کابینه چه شکلی خواهد بود.
مخیرید از هر سر طیف که خواستید، وزیر معرفی کنید. تمام چیزهایی که فردا مثلاً در وزارت ارشادتان بین نفی و اثبات است در یک رویکرد قابل جمع است و کسی آن را نمایندگی میکند؛ او را معلوم کنید. در این ۱۱سال لابد به آدم این برنامهها هم فکر کردهاید.
اینطور هم جامعه و هم آن حامیان تکلیف خود را میدانند. جمعیت رأی دهنده، فریب تخریب جلیلی هراسان را نمیخورد و حامیان رادیکال هم فردا علیهتان پلاکارد دست نمیگیرند که به وعدهها عمل نشد!
تیم اقتصادی دولت خود را ضمیمه برنامهها کنید!
همه میدانیم برنامه داشتن اگر شرط لازم باشد، شرط کافی نیست. برنامهها یکبار در یک «دولت سایه» شکل گرفته است. برای «مصوبه و قانون» شدن باید مجاری تصمیمگیری از جمله مجلس را بگذراند. پس بسا برنامههایی که در این سیکل تغییر کند (چنانچه برنامه یارانهها، سهام عدالت و...)
بنابراین صرفاً برنامههای مؤثر در گشایش اقتصادی نمیتواند «شرط ضمن عقد انتخاب» باشد، بلکه اقلاً باید تیم هماهنگ اقتصادی دولت از الان معلوم باشد و بتواند از لوازم این برنامهها در جهات دیگر «اقتصاد کلان» و بهخصوص «اقتصاد سیاسی ایران» دفاع کند.
رویکردهای اقتصادی در برنامههای اقتصادی گذشته دولتها، محدود و قابل تمایز از هم است؛ معلوم کردن آن رویکرد در تیم اقتصادی آینده رافع ابهامات بسیاری از نخبگان است.
نفع بردن از ابهام این است که مثلاً نامزدی در میزگرد اقتصادی یک مشاور را از اقتصاد آزاد و بازار و یکی را با گرایش سوسیال بیاورد! تعارضهای تیم اقتصادی، خود مشکل جدی برخی دولتهای گذشته بوده و عملاً باری به این جهت، باری به آن جهت نتیجه داده و مردم را خسته و ناامید کرده است.
بهخاطر عادلانه بودن خوب است همینها از پزشکیان هم خواسته شود!