جوان آنلاین: صدیق قطبی در کانال تلگرامی خود نوشت: خوبی از میان نمیرود. جهان از هم میپاشد، همهچیز زوال م، اما خوبی از میان نمیرود. این اندیشهای است که ما را به جهان خوشبین میکند. خوشبینی وجودی و کیهانی میبخشد؛ و در دل ما بذرهای امید مینشاند. امید به اینکه اگر دل به خوبی بسپاریم، جایی امن و مطمئن سرمایهگذاری کردهایم. حتی اگر «خوبی» در مقیاس جهان مادی پاسخی نیابد، دیده نشود، بهکار نیاید، اما در قلب جهان میماند و روزی در برابر ما حاضر میشود و دست ما را میگیرد. این آیه قرآن واجد بشارت بزرگی است: «یَوْمَ تَجِدُ کُلُّ نَفْسٍ مَا عَمِلَتْ مِنْ خَیْرٍ مُحْضَرًا» (سوره آلعمران، آیه۳۰) «روزی که هر کسی آنچه از خوبی کرده حاضر مییابد.» (ترجمه محمدعلی کوشا) تصریح آیه به دیدار با «عمل نیک» است نه یافتن پاداش آن. تأکید به حاضر شدن عمل نیک میکند. در آن سرا ما حضور «نیکی»ها را در برابر خود درک میکنیم. نیکیهایی که شاید از یاد نیز بردهایم. عیسی نیز ما را به «گنج بیزوال» فرامیخواند. به دوختن کیسههایی که فرسوده نمیشود: «بهر خویش کیسههایی بدوزید که فرسوده نمیشود، گنجی بیزوال در آسمانها، جایی که نه رباینده نزدیک میشود و نه بید میخورد. چه هر کجا که گنج ات باشد، دلت نیز آنجا خواهد بود.» (لوقا، ۱۲: ۳۳ و ۳۴) و پطرس، حواری او نیز ما را به زینت و زیوری ترغیب میکند که «در فساد ناپذیری روح» باقی میماند: «زیور شما بیرونی و برساخته گیسوان بافتهشده و حلقههای زرین و جامههای آراسته نباشد، بلکه درون دل شما و در فسادناپذیری روحی لطیف و آرام باشد: این است آنچه برابر خدا گرانبها است.» (رساله اول پطرس، ۲: ۳ و ۴) این تلقی امیدبخش در نقطه مقابل «جهان بیتفاوتیها» قرار میگیرد. ظاهر جهان طبیعی، بیاعتنا به نیک و بد اخلاقی است. اما ایمان به خداوند نیک، ایمان به حقیقتی در بطن و قلب جهان است که به مهر و خیر، بیتفاوت نیست. هستی در چشمانداز ایمان به خیر و مهر وفادار است و جاودانگی آن را تضمین میکند. تضمین بقای خیر، تضمین معناداری زندگی و ارزشمندی آن است. اگر این نکته، بینایی ما باشد و ایمان ما، کمترین ثمرهاش «فراغت» و «دلآسودگی» است: مهری که ورزیده شده، خواهد ماند و روزی در کنار ما خواهد نشست. خیر جاریگشته، تا ابد جاری خواهد ماند، گرچه در محاسبات جهان مادی انکار شود و قدر نبیند.