جوان آنلاین: مستند «مقدسنما» به کارگردانی عباس کنعانی، محصول سفیر فیلم اثری در مورد فعالیتهای انجمن حجتیه است که به بهانه مقابله با فرقه بهاییت ساخته شد. این مستند در چهاردهمین دوره جشنواره فیلم عمار موفق شد عنوان اثر تقدیرشده بخش حافظه ملی را به خودش اختصاص بدهد. «جوان» در گفتگو با کارگردان این اثر به چالشهای ساخت، فرم روایی و ابعاد فرمی و روایی آن میپردازد.
مستند «مقدس نما» در چهاردهمین دوره جشنواره عمار مورد تقدیر قرار گرفت، ضمن تبریک این اتفاق خوب برای شما و اثرتان، ارزیابی شما از این اتفاق چیست؟
بابت اینکه از مستند ما در بخش حافظه ملی تقدیر شد، خیلی خوشحالم، اما به نظرم میشد این مستند در بخشهای دیگری مانند تاریخ فرهنگی، اجتماعی و دفاع مقدس یا آرمان روحالله هم با توجه به موضوعی که محور ساخت مستند بوده، مورد ارزیابی قرار بگیرد. البته از نظر من همین که مستند در بخش حافظه ملی مورد توجه و بررسی قرار گرفته اتفاق خوبی است و بابت کسب این موفقیت خدا را شکر میکنم.
اثر شما در مورد یک نحله خاصی به اسم انجمن حجتیه است که تولید محتوا در مورد آن سهل و ممتنع به نظر میرسد؛ چطور شد که شما به فکر تولید یک اثر مستند در مورد این انجمن زیرزمینی گرفتید؟
یک پژوهش اولیهای روی انجمن انجام دادیم. بعد از این دیدیم که این انجمن از یک طرف به بهانه مقابله با جریان انحرافی تفکر بهاییت ایجاد شده و از طرف دیگر نهضت امامخمینی را به عنوان نماینده و نمونهای از اسلام سیاسی داشتیم که آن هم در حال مبارزه با بهاییت بود و گفتیم که هر دو سمت این تفکر که یکی نماینده اسلام غیرسیاسی و دیگری نماینده نگاه اسلام سیاسی است با انحراف بهاییت مقابله کردند و میتوانیم نشان بدهیم که کدامیک از این قرائتها در مسیر مبارزاتیشان موفق بودند. این نکتهای بود که ما در مستند به آن پرداختیم.
این روایتگری از شرایط انجمن حجتیه چه بازه زمانی را شامل میشد؟
ما در مورد اقدامات انجمن حجتیه صرفاً با بازه زمانی تأسیس این انجمن در سال ۱۳۳۲ تا مرداد ماه سال ۱۳۶۲ که با سخنرانی معروف امامخمینی در مورد آنها به ظاهر بیانیهای صادر کردند و پایان فعالیتهای انجمن را اعلام داشتند، میپردازیم و به اقدامات و کارهایی که اعضای این انجمن در روزگار کنونی به صورت مخفیانه و زیرزمینی انجام میدهند، ورود نکردیم. یکی از دلایل این اقدام هم این بود که مستنداتی در مورد فعالیتهای این انجمن بعد از اعلام ظاهری پایان فعالیتهایش در دسترس نبود. به همین علت ما ترجیح دادیم فعلاً به روایت تاریخچه این انجمن بپردازیم و انشاءالله در مستندهای بعدی به نقد فعالیتها و تفکرات انجمن حجتیه میپردازیم.
فرم روایی شما در این مستند چگونه است؟ آیا به سبک دیگر مستندهای تاریخی است یا تکنیک مسیر دیگری را در پیش گرفتید؟
فرم روایی مستند ما تلفیقی از آرشیو نریشن و انجام مصاحبه است که ما با سه تن از چهرههای شناختهشده حوزه تاریخ معاصر یعنی آقایان قاسم تبریزی، دکتر جواد منصوری و آقای عباس سلیمی نمین توانستیم مصاحبه بگیریم.
آیا در این زمینه چالش یا مشکلی نداشتید؟
اتفاقاً چالش اصلی ما در این مستند و برای پرداختن به سوژه مستند همین مسئله کمبود آرشیو و وجود اسناد و مدارک آرشیوی محدود بود. ما بعد از کلی رفت و آمد و تلاش برای دستیابی به مدارک و مستندات در مورد انجمن حجتیه تازه به یک مستندی دست پیدا کردیم که این انجمن خودش آن را تولید کردهبود. همچنین یکسری عکسها و فیلمهای محدود از شیخ محمود حلبی را که از این مستند استخراج شدهاست، توانستیم برای تولید بخشهای مختلف مستند «مقدسنما» استفاده بکنیم. ما وقتی به مرکز اسناد انقلاب اسلامی و حتی آرشیو صدا و سیما مراجعه میکردیم، اینها هیچ سندی از شیخ محمود حلبی نداشتند و فکر میکنم در مرکز اسناد به طور کلی چهار یا پنج عکس از محمود حلبی وجود داشت و در آرشیو صدا و سیما هیچ سند و عکس و فیلمی از این شخص و انجمن حجتیه وجود نداشت! البته معمولاً اگر سند یا اسنادی وجود داشتهباشد، آنها را با این قید ارائه میکنند که مثلاً اجازه خارج کردن آنها از مرکز را ندارید. البته چند تا از سندهایی که مورد نظر ما بود دقیقاً به همین شکل اتفاق افتاد و به ما گفتند که فقط میتوانید همینجا اینها را ببینید و اجازه خارج کردن آنها را از مرکز اسناد ندارید.
از این اسنادی که فقط میتوانستید ببینید و اجازه خارج کردنشان را نداشتید در مستند استفاده کردید؟
یکی، دو سند تصویری وجود داشت که یکی از آنها مربوط به نقل خاطرات مرحوم آیتالله مهدوی کنی و همچنین شیخحسین انصاریان در مورد انجمن حجتیه بود که اجازه خروج ندادند و گفتند محرمانه است و نمیتوانید از آنها استفاده بکنید!
یعنی اگر اسناد ساواک نبود مستند شما به سرانجامی نمیرسید؟
دقیقاً! واقعاً اگر این اسناد ساواک نبود نمیتوانستیم مستند «مقدسنما» را تولید کنیم.
میتوانیم بگوییم که مستند «مقدسنما» قائم به اسناد ساواک تولید شد؟!
من فکر میکنم دقیقاً همینطور است، چون مثلاً برخی نقاط عطف تاریخی از جمله مربوط به واکنشهای شیخ محمود حلبی در رابطه با تحریم جشن نیمه شعبان در ۱۳۵۷ از سوی انجمن حجتیه در این اسناد وجود دارد، اما نکته جالب این اتفاق این است که شیخ محمود حلبی برای متهم نشدن به همراهی با امامخمینی یا همان اسلام سیاسی به مسئولان ساواک تلفنی میگوید که اگر ما الان جشن بگیریم، همان داغهای بیحیا (منظورش افراد انقلابی است) میآیند و مجلس ما را به هم میزنند! و برای همین مجلس جشن نمیگیرند که این نکته در اسناد ساواک موجود است و فکر میکنم یکی از نقاطی که فرق بین اسلام سیاسی و غیرسیاسی یا به عبارتی بین اسلام حجتیه با اسلام ناب را برای مخاطب روشن میکند، همین اتفاق است. چون شیخ محمود حلبی اگر چه در ظاهر با جریان صهیونیستی بهاییت که مورد حمایت ساواک هم بوده مخالف بوده، اما همراهی کامل و بیچون و چرای پنهانی با ساواک داشتهاست. این مسئله در حالی بوده که جریان انقلابی به رهبری امامخمینی جشن نیمه شعبان را به خاطر کشتار مردم توسط رژیم شاه برپا نکردند.