کد خبر: 914548
لینک کوتاه: http://www.Javann.ir/003pum
تاریخ انتشار: ۰۵ تير ۱۳۹۷ - ۱۶:۵۰
سید میثم میرتاج‌الدینی
دین، انسان را در قبال انسان و انسانیت مسئول می داند و او را به رعایت حقوق و اخلاق فرا می خواند تا سلامت روابط اجتماعی تضمین و درنتیجه زندگی سالم را به ارمغان بیاورد و در پرتو این سلامت زندگی دنیوی، عافیت اخروی نصیب انسان ها شود.

اینکه می گویند اسلام مرز نمی شناسد و از سطح نژاد فراتر رفته و به انسان می نگرد و درد او را در هر رنگ و نژاد و قوم و جغرافیایی، درد بشریت می داند و به این انسان بها می دهد و برای درمان آن رنج و درد، همه انسان ها را فرامی خواند و از زبان اولیاء خویش ندا می دهد که در برابر ظلم و ستم بر مظلومی حتی اگر دین ندارید، دست کم آزاده باشید، حقیقتی است که می شود از زوایای متعدد به آن نگریست. لکن ما به مساله بدون مرز بودن اسلام که نشات گرفته از اهمیت به ذات انسان است نه عوارضی چون نژاد و رنگ و قومیت و... از زاویه پیچیدگی روابط و درهم تنیدگی دنیا پنجره ای می گشاییم. 
دین، انسان را در قبال انسان و انسانیت مسئول می داند و او را به رعایت حقوق و اخلاق فرا می خواند تا سلامت روابط اجتماعی تضمین و درنتیجه زندگی سالم را به ارمغان بیاورد و در پرتو این سلامت زندگی دنیوی، عافیت اخروی نصیب انسان ها شود؛ لذا دین انسان دیندار را مکلف به حمایت از مظلوم می کند ولو آن مظلوم کیلومتر ها از محل زندگی او فاصله داشته باشد. چرا که دین پیچیدگی روابط و درهم تنیدگی امورات دنیا را می شناسد و می داند که در بستر دنیا، گندها و گناهان و عصیان ها و طغیان گری ها و ظلم ها راکد نمی ماند و در سرتاسر عالم جاری شده و به نسل های بعد هم سرایت می کند. دین حرکت تاریخ را که بستر اراده ها و اعمال و رفتار اجتماعی انسان هاست، می بیند و می شناسد و بدین لحاظ مرزی قائل نیست و به انسان و انسانیت می نگرد و اهمیت می دهد. این فرامرزی دیدن دنیا و انسان و بی اهمیتی به مساله قومیت و نژاد و جغرافیا، صرفا یک مساله ایدئولوژیک نیست بلکه حتی از نگاه عقلانیت مادی که حکومت های اومانیستی دنیا سیاست ها و استراتژی های خود را بر آن بنا می کنند، مساله ای درست و قابل اهمیت است. 
اگر انسان حتی دین و آخرت را قبول نداشته و یا به آن بی اعتنا باشد، باز باید هرگونه واقعه و حادثه ای را در عالم مورد عنایت و توجه قرار دهد و ظلم را محکوم و مظلومیت را حمایت کند. از این رو که رسیدن به دنیای سالم و آرام و امن، با بی توجهی به ظلم های موجود در دنیا به دست نخواهد آمد ولو آن ظلم در جغرافیایی بسیار دور اتفاق افتد، چرا که ذات دنیا درهم تنیده و پیچیده با روابط است و این روابط به سطح روابط کلامی در یک عصر محدود نمی شود و اثر یک فعل و رفتار تمام دنیا را فرا می گیرد و به یک برهه خاص هم منتهی نمی شود و برای آیندگان به میراث می رسد. پس نمی توان به راحتی از کنار وقایع و حوادث عالم عبور کرد که همه این ها در زندگی ما و نسل پس از ما موثر است. 
کسی که پیچیدگی روابط و درهم تنیدگی علل و معلول ها و وجود تاثیر و تاثر اعمال فردی و اجتماعی انسان ها را دیده باشد و حتی به شکل تجربی هم دریافته باشد که مثلا با ذوب شدن یخ قطب شمال، گاز گلخانه ای و متان در سراسر زمین منتشر می شود، یا یک انرژی منفی چگونه در سرتاسر زمین پخش می شود و برای همیشه باقی می ماند؛ هرگز با بی تفاوتی از کنار ظلم هایی که در یک گوشه عالم رخ می دهد عبور نمی کند چرا که به لحاظ های گوناگون می تواند دامن او و نسل پس از او را بگیرد. شاید به همین علت است که تمام دنیا به استثناء برخی کشورها برای تروریست ها ولو در خاک کشوری دیگر، ابراز نگرانی و احساس خطر کرده و برای مقابله قدمی بر می دارند. 
چرا که معتقدند اگر در جایی از دنیا ظلمی باشد، دامنه این ظلم به لحاظ های گوناگون روانی و اقتصادی و امنیتی و... به گوشه دیگر دنیا که علی الظاهر جنگ و ظلمی نیست، گسترش می یابد و این حمایت را یک استراتژی عقلانی می دانند نه ایدئولوژیک. 
نمونه تاریخی سرایت ظلم، خود ایران است. ایرانی که همواره در جنگ های گوناگون مانند جنگ های جهانی اول و دوم، با آنکه دخالتی در جنگ نداشته و سعی در دور نگه داشتن خود از هیاهوی آن داشته، اما خسارات به شدت عجیبی نظیر قحطی و ناامنی و ورود بیماری های صعب العلاج و... دامن او را گرفته است. 
لذا در دنیای روابط هرگز نمی توان نسبت به پدیده ظلم بی اعتنا بود، چه انسان دین دار باشد و چه بدون دین. 
مردم مکی و مدنی روزگار سیدالشهدا، چون به یاری حضرت و حمایت از مظلوم و درهم شکستن ظلم یزیدیان نشتافتند و بی اعتنا به آخور زندگی سر چپاندند، از ظلم ظالم در امان نماندند و واقعه حره در و به آتش کشیدن کعبه را نظاره گر شدند. حوادث و ظلم هایی که تاریخ نظیر آن را سراغ ندارد. 
با وجود این عبرت ها و آن عقلانیت، اکنون می بینیم دنیا، در قبال کشتار وحشیانه مردم یمن توسط دولت های به ظاهر مدافع حقوق بشر، سکوت کرده و حتی حمایت هم می کند و بی اعتنا به این گونه ظلم ها و انکار آن، به روزمرگی خود مشغول است. فارغ از مساله دینداری، این کار حتی با عقلانیت خود آن کشورها و ممالک سازگاری ندارد ولو منافع محدودی را برای مدتی محدود نصیب برخی کند. 

وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ(قصص/۵)

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدید ها
آخرین اخبار