کد خبر: 914138
لینک کوتاه: http://www.Javann.ir/003poA
تاریخ انتشار: ۰۳ تير ۱۳۹۷ - ۲۲:۰۵
سرایت بحران خانواده از غرب به ایران با اسناد بین‌المللی
پیوستن به کنوانسیون‌های بین‌المللی یکی از ریشه‌های آسیب‌هایی است که امروز جامعه با آن دست و پنجه نرم می‌کند و همچنان هم حضور در این کنوانسیون‌ها قربانی می‌گیرد. برنامه‌های سازمان جهانی بهداشت اصلی‌ترین دلیل بحران امروز جمعیت در کشور است
زهرا چیذری
انقلاب صنعتی در غرب نیازمند نیروی کار ارزان‌قیمت بود و جنگ جهانی دوم و حضور مردان در جبهه‌های جنگ ایجاب می‌کرد نیرو‌های جایگزینی برای چرخش چرخ‌های صنعت در کارخانه‌ها حضور یابند. ویل دورانت می‌نویسد: «آزادی زنان از عوارض انقلاب صنعتی است... یک قرن پیش در انگلستان کار پیدا کردن برای مردان دشوارشد، اما اعلانیه‌ها از آنان می‌خواست که زنان و کودکان خود را به کارخانه بفرستند.» این پشت پرده جریانی است که بعد‌ها تحت عنوان فمنیسم ظهور کرد تا منشأ ظلم‌های بسیاری شود که به نام حمایت از حقوق زنان و در قالب شعار برابری جنسیتی تجلی می‌یابد. فمنیست‌ها به بهانه مشارکت اجتماعی و حقوق برابر با مردان، زنان را که قلب خانواده‌اند از خانه بیرون کشیدند و با خروج و استحاله نگاه و فکر زنان، خانواده به ورطه نابودی کشیده شد.
تزلزل نظام خانواده، افزایش آمار طلاق، جرائم و فساد و فرزندانی که از سایه‌پدر و مادر محروم شده‌اند فجایعی است که هم‌اکنون غرب در میان آن دست و پا می‌زند و اندیشمندان و حتی دول غربی به این نتیجه رسیده‌اند که برای حفظ ساختار سیاسی و اقتصادی خود ناگزیرند به‌گونه‌ای تکه‌های درهم‌شکسته ساختار خانواده را پیوند بزنند. پیش از آن زن در دنیای غرب حتی حق مالکیت و حق رأی هم نداشت، اما حالا نیاز به نیروی کار ارزان قیمت ایجاب می‌کند تا زنان را از خانه بیرون بکشند. برای این منظور باید سناریویی طراحی می‌شد تا با تظاهر به احیای حقوق زنان آنان را از خانه بیرون بکشند. این سناریو با جنبش فمنیسم به ثمر رسید.
بر اساس داده‌های مرکز ملی آمار در امریکا، بیش از ۱۵ میلیون زن در ایالات متحده امریکا سرپرست خانوار هستند و حدود ۸/۳۶ درصد از این مادران در روابط نامشروع بچه‌دار شده‌اند. داده‌های موجود بیانگر آن است که بیش از ۳۰ درصد زنان سرپرست خانواده در امریکا در فقر مطلق زندگی می‌کنند. بیش از ۴۰ درصد مادران سرپرست خانواده در ایالت‌های می‌سی سی پی، لوئیزیانا، کلمبیا و تگزاس زندگی می‌کنند. اوضاع در دیگر کشور‌های غربی هم بهتر از این نیست.
آمار آسیب‌های اجتماعی در کشور ما هم مدت‌هاست تأمل برانگیز شده و به خصوص مسائلی همچون افزایش آمار طلاق و کاهش آمار ازدواج بیانگر آن است که ایران هم در مسیری قرار گرفته که دنیای غرب در حال بازگشت از آن است.

خانواده ایرانی و وضعیت مادری

در بررسی و ارزیابی وضعیت خانواده در ایران، با جریان‌های فکری مختلفی مواجه می‌شویم که جریان روشنفکری با فراگیری بالا آثار و تبعاتی را بر خانواده ایرانی در پی داشته است. به بیان دیگر مدرنیته در ایران کارکرد‌های طبیعی، تاریخی و مشخصه‌های هویتی ما را دچار اختلال جدی کرد. تبعات این طرز تفکر، از خودبیگانگی نسل‌های بعدی، متجدد شدن خانواده‌های سنتی و استقبال از فرهنگ غربی و بالاخره سست شدن بنیان خانواده و مادری بود.

اقبال به تحصیلات و غفلت از زندگی

استقبال چشمگیر دختران از تحصیلات دانشگاهی یکی از عوامل جدی تغییر در خانواده‌های ایرانی به شمار می‌رود. تحصیلات، مجرایی برای تغییر نگرشی و ارزشی هردو جنس است. در هر صورت ارتقای تحصیلات زنان که انتظار می‌رود تأثیر مثبتی در رشد و استحکام خانواده داشته باشد، به دلیل عدم هماهنگی و همراهی دیگر عوامل از جمله تحصیل مردان، می‌تواند به تهدیدی علیه خانواده تبدیل شود.

اشتغال زنان و تضعیف نقش‌های مادری و همسری

مادری و همسری در سبک زندگی ایرانی- اسلامی دارای بالاترین جایگاه است، اما رسوخ الگو‌های غلط غربی نظیر کم ارزش دانستن نقش مهم مادری و همسری، مصلحت‌گرایی فردی و استقلال‌طلبی، برابری‌خواهی و تمایل زنان به نقش‌های مردانه از جمله عوامل عمده گرایش زنان به اشتغال خارج از منزل است. در حال حاضر انگیزه اصلی دختران از تحصیلات عالی بعد از کسب موقعیت اجتماعی، اشتغال و کسب درآمد و در نتیجه استقلال مالی و عدم وابستگی به همسر و پدر است.
این در حالی است که تحصیلات، اشتغال و استقلال مالی زنان، اگر با ارتقای فرهنگی و رشد باور‌های دینی و تقویت هدفگذاری متعالی در ازدواج و تشکیل خانواده همراه نباشد منجر به این خواهد شد تا خانواده به میدان رقابتی با همسر و دیگران تبدیل شود و این به سود زنان و خانواده نخواهد بود. همین مسائل هم تبعاتی را در جامعه ایرانی به دنبال داشته است.

صعود طلاق

بی‌تردید کنار هم چیدن تکه‌های پازل گرایش به سمت وسوی جریان‌های روشنفکری و جاری شدن سبک زندگی و الگو‌های غربی در زندگی مردم کشورمان می‌تواند مبین چرایی افزایش آمار طلاق و کاهش آمار ازدواج در کشور باشد. میزان طلاق در ایران متأثر از رویکرد‌های جدید اجتماعی افزایش نگران کننده‌ای را نشان می‌دهد که مهم‌ترین آن‌ها بی‌توجهی به ارزش‌های دینی و کمرنگ شدن پایبندی‌های معنوی است. در حال حاضر ۲ میلیون و ۸۰۰ هزار زن سرپرست خانوار وجود دارد که با افزایش آمار طلاق تعداد زنان سرپرست خانوار هم رو به فزونی می‌گذارد. تبعات قطعی طلاق، چیزی جز تزلزل در کارکرد خانواده، نابسامانی در وضعیت کودکان و تربیت آنان و تشدید ناهنجاری‌های اجتماعی نیست.

افزایش سن ازدواج

افزایش سن ازدواج در ایران روی دیگر این سکه است و این آمار نشانگر تأخیر در واقعه ازدواج است که امر مادری را نیز به تأخیر انداخته و فرصت مادری را در سنین جوانی از زنان می‌گیرد و طول باروری را کاهش و در یک نگاه، ظرفیت مادری را در کشور کاهش می‌دهد. همین مسئله هم موجب شده تا با بحران پیری جمعیت مواجه شویم و سیمای جوان کشور در آینده‌ای نزدیک مورد تهدید جدی قرار گیرد.
پیوستن به کنوانسیون‌های بین‌المللی یکی از ریشه‌های آسیب‌هایی است که امروز جامعه با آن دست و پنجه نرم می‌کند و همچنان هم حضور در این کنوانسیون‌ها قربانی می‌گیرد. برنامه‌های سازمان جهانی بهداشت اصلی‌ترین دلیل بحران امروز جمعیت در کشور است؛ بحرانی که پیوستن به کنوانسیون حقوق کودک و منع خشونت سند ۲۰۳۰ نشان می‌دهد هنوز جدی گرفته نشده‌اند.
دنیای غرب به دنبال اصلاح مسیری است که طی کرده‌اند. به نوشته روزنامه انگلیسی‌زبان «ملت و جهان» در ایالات متحده‌امریکا، ‏بسیاری از زنان، ‏مشاغل خود را رها کرده و به مادران تمام‌وقت تبدیل شده‌‏اند. دیوید بالنکن هوان، رئیس مؤسسه ارزش‏های ‏امریکا این رویکرد جدید را «مکتب جدید طرفداری از خانواده» نامیده است.
هنری ود روژت لانگ فلو، شاعر بزرگ امریکایی هم چنین سروده است: «در خانه بمان قلب من و استراحت کن، ‏قلب‏‌های حافظ خانواده، ‏خوشبخت‌‏ترینند.»
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین عناوین