کد خبر: 912331
لینک کوتاه: http://www.Javann.ir/003pL1
تاریخ انتشار: ۲۳ خرداد ۱۳۹۷ - ۲۲:۱۰
چرا کاهش قدرت دفاعی ایران منجر به افزایش احتمال نبرد‌های نظامی می‌شود؟
جنگ و نبرد نظامی یکی از مهم‌ترین تجربیات هر ملتی در طول حیات آن محسوب می‌شود به گونه‌ای که تا سال‌ها خاطره آن در ذهن نسل‌های بعد باقی می‌ماند، به خصوص آنکه جنگ‌ها باعث تغییر مرز‌ها می‌شوند و گاه شهری را ویران و ویرانه را آباد می‌کنند...
مهدي پورصفا
برخلاف برخی تبلیغات بیگانه در خصوص ایران‌هراسی، تاریخ نشان داده که جمهوری اسلامی ایران از وارد شدن به هر معرکه‌ای پرهیز کرده و اتفاقاً توانمندی‌های دفاعی خود را برای جلوگیری از ورود به یک جنگ جدید توسعه می‌دهد.
جنگ و نبرد نظامی یکی از مهم‌ترین تجربیات هر ملتی در طول حیات آن محسوب می‌شود به گونه‌ای که تا سال‌ها خاطره آن در ذهن نسل‌های بعد باقی می‌ماند، به خصوص آنکه جنگ‌ها باعث تغییر مرز‌ها می‌شوند و گاه شهری را ویران و ویرانه را آباد می‌کنند. نمونه آن را می‌توان در بزرگداشت نبرد‌های بزرگ در اروپا دید. با وجود گذشت صد‌ها سال از جنگ واترلو اروپایی‌ها همچنان یاد و خاطره این جنگ و کسانی که در آن کشته شدند را گرامی می‌دارند. روس‌ها با وجود اینکه نزدیک به ۶۰ سال از پایان جنگ جهانی دوم و تسلیم شدن آلمان نازی می‌گذرد، برای آن بزرگداشت برگزار می‌کنند و رژه‌ای با حضور سران کشور‌ها ترتیب می‌دهند.

از این رو و به خاطر همین تاثیرات است که از کشیدن ماشه یک جنگ به عنوان سخت‌ترین تصمیمی که رهبران یک کشور باید بگیرند، یاد می‌کنند. در کنار این، با پیشرفت سلاح‌ها و نزدیک شدن ارتباطات بین‌المللی هر درگیری نظامی تاثیری وحشتناک بر سایر کشور‌ها می‌گذارد. بماند که وجود تسلیحات هسته‌ای جلوی هر برخوردی را در هر سطحی بین قدرت‌های بزرگ می‌گیرد. ولادیمیر پوتین با توجه به همین حقیقت بود که در آخرین گفت‌وگوی تلفنی خود از سنگ به عنوان اصلی‌ترین سلاح انسان‌ها در جنگ جهانی دوم یاد کرده است.

رهبری و جلوگیری از ورود ایران به معرکه حمله عراق به کویت

مائو رهبر انقلاب توده‌ای چین جمله‌ای در خصوص جنگ دارد که بسیاری از سیاستمداران به عنوان یک اصل طلایی از آن یاد می‌کنند. آن جمله این است: پایان دادن به یک جنگ، بسیار سخت‌تر از آغاز کردن آن است.
شاید نمونه روشن چنین جمله‌ای را بتوان درجنگ هشت ساله ایران و عراق مشاهده کرد که اقدام صدام حسین در پاره کردن توافقنامه الجزایر منجر به یک جنگ همه جانبه شد که در نهایت نزدیک به هشت سال به طول انجامید و حتی رژیم صدام حسین در برهه‌ای از این نبرد در آستانه سقوط و اضمحلال همه‌جانبه قرار گرفت.
با توجه به همین حقیقت ایرانیان در طول ۲۰۰ سال گذشته هیچ گاه به هیچ کشوری تجاوز نکرده‌اند، بلکه خود مورد ظلم و تعدی برخی قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای قرار گرفته‌اند.

جمهوری اسلامی ایران نیز پس از تشکیل و در سال ۵۹ مورد هجوم رژیم صدام حسین قرار گرفت، اما پس از آن با اتکا به توانمندی خود از هر گونه تجاوز و ورود به مخاصمات بین‌المللی خودداری کرده است. در این میان جایگاه شخص مقام معظم رهبری به عنوان فرمانده کل قوا بسیار تعیین کننده است.
در طول ۳۰ سال گذشت بار‌ها و بار‌ها اتفاقاتی با طراحی قبلی روی داده است تا زمینه ایران برای ورود به یک درگیری نظامی فراهم شود، اما رهبری با دستور مستقیم جلوی آن را گرفته‌اند. شاید دو مورد مصداقی بیش از سایر موارد در ذهن افکار عمومی باقی مانده است.

بازه اول زمانی بود که دولت صدام حسین با حمله به کویت و اشغال این کشور زمینه یک لشکرکشی تمام‌عیار را از سوی قدرت‌های فرامنطقه‌ای به خلیج فارس فراهم کرده بود. امریکا و متحدان آن نزدیک به یک میلیون نیروی نظامی در عربستان سعودی و نزدیک به ۳ هزارو ۵۰۰ هواپیما در پایگاه‌های خود در منطقه مستقر کرده بودند.
در چنین شرایطی برخی جریان‌های سیاسی بحث ورود به جنگ و حمایت از رژیم صدام حسین را به عنوان وظیفه‌ای دینی برای نظام مطرح می‌کردند.

برای مثال مجمع روحانیون مبارز در همان زمان طی بیانیه‌ای خواستار ضربه زدن به منافع امریکا در همه جای جهان گردید و تلویحاً از شورای عالی امنیت ملی خواست ایران را به نفع عراق وارد جنگ کند: از مسلمانان و از هسته‌های انقلابی جهان اسلام و خصوصاً منطقه خلیج فارس می‌خواهیم که صفوف خود را هرچه فشرده‌تر سازند و خود را برای ضربه زدن به منافع امریکا در منطقه و سراسر جهان آماده کنند. در این لحظات حساس از شورای عالی امنیت ملی درخواست می‌کنیم که با الهام از تعالیم و سیره مبارک امام راحل‌مان در مقابله با امریکا با تدبیری همه جانبه و با استظهار به نیروی انقلابی ملت بزرگوار ایران و اعتماد به خواست و اراده ملت‌های مسلمان برای مقابله با خطرات و نقشه شوم امریکا و تأمین منافع و مصالح جمهوری اسلامی ایران با قاطعیت به بهره‌گیری از فرصت‌ها و اتخاذ تصمیم‌های مناسب بپردازد.

با وجود این مقام معظم رهبری در آن زمان ورود به چنین غائله‌ای را به نفع نظام ندانستند. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار با مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزه علمیه قم طی سخنانی مهم، موضع رسمی جمهوری اسلامی ایران در قبال تحولات منطقه را تشریح کردند. ایشان در این سخنرانی، با انتقاد شدید از حملات ارتش امریکا به مردم بی‌دفاع عراق، بر موضع بی‌طرفی جمهوری اسلامی تأکید و البته آن را تبیین کردند.
ایشان در پایان صراحتاً گفتند: «جمهوری اسلامی، هر دو جناح را رد می‌کند، چون در هر دو طرف، انگیزه‌ها مادّی است و به همین دلیل هم با یکدیگر تعارض پیدا کرده‌اند. آن‌ها به دلیل مادّی بودن، با هم تعارض پیدا کرده‌اند. این‌طور نیست که یکی الهی و یکی هم مادّی است. جنگ اسلام و کفر نیست. این، موضع ملت ایران ماست.»

حمله به کنسولگری و تلاش برای ورود ایران به جنگی جدید

مثال دیگر در این باره حمله به کنسولگری ایران در مزارشریف بود؛ حمله‌ای که قرار بود بهانه‌ای برای ورود ایران به افغانستان و آغاز جنگ باشد. موضوع حمله به طالبان آنقدر جدی بود که همزمان با طی فرایند در شورای عالی امنیت ملی، حدود ۱۰۰ هزار نیروی نظامی در مرز‌های شرقی کشور مستقر و آماده عملیات شده بودند، لیکن حضرت آیت‌الله خامنه‌ای برخلاف رویه غالب خود که مصوبات شورای عالی امنیت ملی را تأیید می‌کنند، به‌صورت مستدل با این مصوبه مخالفت کردند و ایران اسلامی را یک‌بار دیگر از ورود به جنگی پرخسارت حفظ کردند. علی ربیعی که در آن زمان معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی بود با اشاره به دستور رهبری در این باره می‌گوید: جلسه تا ساعت دو به طول انجامید و قرار شد نیرو‌های ما وارد افغانستان شوند و تا شهر هرات پیشروی کنند. زمانی که ساعت ۸ صبح بار دیگر به سر کار بازگشتم جواب مقام معظم رهبری را دیدم که نظام را از ورود به این غائله برحذر داشتند.
البته پس از این مخالفت، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی عملیات محدود دیگری را علیه طالبان طراحی و با موافقت رهبری اجرا کرد که موجب تنبه طالبان و عقب‌نشینی این گروه در برابر جمهوری اسلامی ایران شد. آنچه گفته شد تنها دو نمونه از مواردی بود که تدابیر رهبری مانع بروز جنگ برای کشورمان شد.

چرا قدرت ایران از جنگ جلوگیری می‌کند

به این ترتیب روشن شد که ایران در طول ۳۰ سال گذشته با درک این مسئله به هیچ عنوان به دنبال ورود به جنگ نیست. از همین رو ایران با حفظ مؤلفه‌های قدرت خود به دنبال حفظ برتری خود و جلوگیری از ورود به هیچ مناقشه‌ای بوده است، به همین دلیل کشورمان به هیچ وجه حاضر به مذاکره بر سر برنامه موشکی خود نیست و با تمام قدرت از آن محافظت می‌کند. شاید مبالغه نباشد که همین برنامه موشکی، رژیم صهیونیستی را که به تمام برنامه‌های هسته‌ای کشور‌های خاورمیانه حمله کرده، از حمله به ایران منصرف کرده است.
حفظ و توسعه برنامه‌های دفاعی یا حضور در منطقه نشان دهنده جنگ طلبی ایران نیست، بلکه نشان دهنده تلاش برای حفظ قوا جهت جلوگیری از جنگ است؛ نکته‌ای که برخی در داخل به ظاهر آن را درک نمی‌کنند یا با جهالت به دنبال تشویق دولت برای مذاکره بر سر برنامه‌های دفاعی کشور هستند؛ مسئله‌ای که البته هیچ گاه رنگ واقعیت نخواهد گرفت.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین عناوین