پوستین وارونه!
کد خبر: 911622
لینک کوتاه: http://www.Javann.ir/003p9a
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۲۱ خرداد ۱۳۹۷ - ۱۴:۴۰
سنجه ای درباره یادداشت نگاری سایت موسوم به«جماران» درباره گفت‌وشنود اخیر حجت الاسلام رحیمیان+سند
پس از انتشار مصاحبه روشنگرانه یار دیرین امام وانقلاب حجت الاسلام والمسلمین محمد حسن رحیمیان با خبرگزاری فارس به تاریخ شنبه 19 خردادماه جاری، بلافاصله ضمیر مرجع خود را یافت وعناصری که با پوشش حمایت از بیت امام به تخریب هویت ومبانی آن بزرگوار مشغولند، با انتشار یادداشتی مشوش به قلم فردی به نام«م.عرب نژاد» درسایت موسوم به جماران به تخریب این یار وفادار امام مبادرت ورزیدند
علیرضا احمدی تهرانی

پس از انتشار مصاحبه روشنگرانه یار دیرین امام وانقلاب حجت الاسلام والمسلمین محمد حسن رحیمیان با خبرگزاری فارس به تاریخ شنبه 19 خردادماه جاری، بلافاصله ضمیر مرجع خود را یافت و عناصری که با پوشش حمایت از بیت امام به تخریب هویت ومبانی آن بزرگوار مشغولند، با انتشار یادداشتی مشوش به قلم فردی به نام «م.عرب نژاد» درسایت موسوم به جماران به تخریب این یار وفادار امام مبادرت ورزیدند. مطالعه این یادداشت –به شرحی که درپی می‌آید- نشان می‌دهد که نویسنده یا نویسندگان اولا چشم بر آنچه که برخامه حضرت امام درباره این صحابی امین رفته و همچنین جایگاه وی در دفتر آن بزرگوار بسته اند و ثانیا از جعل گونه های مختلف اکاذیب نیز رویگردان نیستند. این قلم در این مجال اندک، برآن است که شمه‌ای از این «فقرآگاهی» یا «فقر اخلاقی» را بنمایاند:

پوستین وارونه!

1.دریاداشت ادعا شده است که جناب آقای رحیمیان به رغم عدم پذیرش مرحوم حاج سیداحمد خمینی، به توصیه آیت الله منتظری در دفتر امام اشتغال یافته است. این ادعا کذب محض است ودعوت از ایشان برای فعالیت در دفتر امام، به قبل از اقامت ایشان در جماران و پی گیری آیت الله رسولی محلاتی و موافقت شخص حضرت امام بر میگردد. حجت الاسلام رحیمیان از سال 1341 در قم و بعد از تبعید امام خمینی به عراق در نجف اشرف، در عداد یاران و همراهان نزدیک آن بزرگمرد بود. پس از بازگشت امام به ایران و پیروزی انقلاب، در مدت کوتاهشان در تهران و سپس مراجعت به قم نیز، این همراهی ادامه داشت. بعد از مراجعت مجدد رهبر کبیر انقلاب از قم به تهران و اقامت معظم له در خیابان دربند تهران، همزمان با شکل گیری ساختار جدید دفتر امام، از ایشان خواسته شد تا به این دفتر ملحق شود. امام راحل با شناختی که از صداقت و اخلاص این یار دوران 15 ساله نهضت اسلامي و غربت داشتند، با این پیشنهاد موافقت فرمودند. پس از مدتی با توصیه حضرت امام، آقای رحیمیان که مقیم قم گشته بود، رحل اقامت را به تهران آورد و در منزلی اجاره ای نزدیک به بیت امام، سکونت یافت.

2.نویسنده ادعا کرده است که مسئولیت جناب آقای رحیمیان در دفتر حضرت امام، منشی گری آیت الله رسولی بوده است!؟ این سخن نیز کذب محض و ادعایی مضحک است. چه اینکه اعضای دفتر در آن زمان و از جمله آیت الله رسولی محلاتی می توانند شهادت دهند که این ادعا، دروغی بیش نیست. (اگر جناب آقای رسولی حاضر شوند که با سایت جماران مصاحبه کنند، خبرنگار این سایت می تواند این امر را مستقیما از ایشان سوال کند).

3.نویسنده در بخش دیگری، جناب آقای رحیمیان را از ارادتمندان آیت الله منتظری معرفی کرده بدون اینکه کلیت داستان را به شرح بنشیند. دراینجا، ما کار نکرده ایشان را انجام می دهیم ومی گوئیم: سابقه ارتباط آقای رحیمیان با آقای منتظری خانوادگی است واز ارتباط نزدیک وصمیمی پدرشان جناب حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ یدالله رحیمیان با وی نشات می گیرد. ضمن اینکه دوستی نزدیک ایشان با شهید محمد منتظری نیز، فصلی مبسوط ازخاطرات سیاسی ومبارزاتی ایشان است. اما خصلتی که در رحیمیان بر همه چیز، ازجمله ارادت به آقای منتظری غلبه داشت، عشق سرشار وبی شائبه او به حضرت امام بود. از همین روی درآستانه عزل آقای منتظری از سوی امام، به اتفاق آیت الله طاهری اصفهانی به دیدار آیت الله منتظری رفت تا وی را از ادامه تقابل با حضرت امام بازدارد، امری که ابراز نگرانی مرحوم حجت الاسلام والمسلمین حاج سید احمد خمینی را در پی داشت، به این دلیل که :«ممکن است آقای منتظری تصور کند که شما از طرف دفتر امام و ما به وساطت رفته اید!». (تفصیل ماجرا در گفت وشنود های تاریخی جناب رحیمیان آمده است). نویسنده جماران این واقعه تاریخی را نیز به دروغ ومعکوس نگاشته است! سخن ديگراينكه اگر ارادت به آقاي منتظري دردوراني كه وي كاملا پايبند به خط امام مي نمود، نكوهيده است (که نیست)، علم كردن وي وتبليغ براي او دردوراني كه او در مقابل نظام وامام ايستاد، بسي مذموم تر وغير قابل قبول تر است، صفتي كه برخی اصحاب ِ كنوني «جماران» بدان متصف هستند. جالب اینجاست که مواضع روشن و صریح اقای رحیمیان در قبال مساله آیت الله منتظری که طی سه دهه گذشته در رسانه ها منتشر شده و دفاعیات مکرر ایشان از مرحوم حاج سید احمد خمینی در مقابل هجمه ها و تهمت های جریان آقای منتظری و نهضت آزادی، با عملکرد موسسه ای که اصولا جزیی از فلسفه وجودی آن همین امر است، قابل مقایسه نیست.

4.تحلیل نگاری سخیف جماران اینگونه ادامه می یابد که: «قبض نویس کجا وامین یادگار ایشان(امام) بودن کجا؟» نویسنده قبل ازنگاشتن این جملات، اگربه جست وجویی ابتدایی در صحیفه امام واسناد دفتر می پرداخت، به چنین خبطی گرفتار نمی آمد. چه اینکه دراین مجموعه به نامه هایی بر می خوریم که کمال اعتماد و وثاقت حضرت امام را به این یار پرسابقه خویش نمایان می سازد. در نامه 15آذر 61 حضرت امام، آقای رحیمیان در کنار آقایان رسولی محلاتی و شیخ حسن صانعی، به اوصافی چون «امین، صالح وخدمتگزار به اسلام» متصف گشته اند و گویا با پیش بینی چنین شرارتهایی، امام در پایان همین مکتوب، این گونه مرقوم داشته اند: «خداوند تعالی اینان و همه خدمتگزاران به اسلام را از شر بدخواهان و منحرفان حفظ نماید». در سندی دیگر به تاریخ 23 مهر66و به امضای شخص حضرت امام، ایشان و آقای کفاش زاده، به عنوان صاحب امضاء در حساب بانکی دفتر امام معرفی شده اند. (تصویر این اسناد ضمیمه است). اگر سایت جماران نورستگانی را برای یادداشت نگاری برگزیده، مناسب است که آنها را به مطالعه ابتدایی ترین اطلاعات در موضوع مورد نگارش خویش ترغیب کند.

5.ارتباط جناب رحيميان با مرحوم حجت الاسلام حاج سید احمد خمینی، تا واپسين روز حيات وي، بس نزديك وصميمي بود. آن بزرگوار تمامی دعوتهای آقاي رحيميان، برای سخنرانی و شرکت در برنامه هاي مختلف بنياد شهيد را اجابت می کرد و حتي در واپسين ديدار، خواسته بود كه امکانی فراهم شود تا بتواند فراتر از مناسبات رسمی، به خانواده هاي شهدا خدمت رسانی کند. آيت الله هاشمي رفسنجاني در گفت وشنودي به مناسبت سالگرد ارتحال يادگار امام، از آقای رحيميان به عنوان يكي از منابع اطلاعات موثق در باره يادگار امام ياد مي کند. اين قیبل مطالب، نشانه ای آشکار از انس وصميميت بین این دو بزرگوار است. (متن اين گفت وشنود درفصلنلمه «حضور» ونیز كتاب «گنجينه دل» چاپ موسسه تنظيم ونشر آثار امام خميني منتشر شده و قطعا جوابيه نويس جماران، زحمت مطالعه اين كتاب را نيز به خود نداده است).

6.سخن گفتن آقاي رحيميان بر عليه آقاي كروبي در بازه زماني ریاست بنياد شهيد تا فتنه 88 نیز، دروغي بيش نيست وهيچ مدركي براي تاييد آن وجود ندارد. اگرچه ايشان برخي سياست ها ورفتارهاي دوران مديريتی آقاي كروبي را نمي پسنديد وسعي در اصلاح آن داشت، اما هرگز در ملاء عام درباره آن سخني نگفت. اين رويكردهاي اصلاحي، البته براي برخي موجب ناخشنودي بود چنانكه جلوه اي از آن در خاطرات دهه 70 آيت الله هاشمي رفسنجاني بدين شرح آمده است: «آقاي سيد محمد هاشمي [از منصوبان دوران آقای کروبی] آمد. از معاونت فرهنگي بنياد شهيد استعفا داده است. مقداري از سوء مديريت آقاي محمد حسن رحيميان رئيس بنياد شهيد گفت، ولي در اظهاراتش مطلب مستدل ومشخصي از سوء مديريت نبود، جز تغيير بعضي از عوامل مديريت هاي سابق و محدود كردن اختيارات بعضي ديگر و جلوگيري از هزينه هاي بي حساب».

7. وكلام آخر اينكه اين وجيزه، در كمال احتياط به خامه آمد. درباب پيشه وپيشينه برخی از جماعتي كه امروزه در «جماران» گردآمده اند، بسيار مي توان گفت ونگارنده براي گفتن آن، در جهت نشان دادن يكي از كانون هاي انحراف، آمادگي كامل دارد ودریادداشت های بعد،اینگونه محتاط نخواهد بود،هرچند اميدوار است كه ضرورتي براي آن پيش نيايد. والله اعلم بالصواب

 

پوستین وارونه!

پوستین وارونه!

پوستین وارونه!

غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
مجید آقا
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۵۳ - ۱۳۹۷/۰۳/۲۳
0
1
بسم الله الرحمن الرحیم
شما و امثال شما توان و جرات و جسارت انعکاس تمام و یا حتی بخش کوچکی از حقایق را ندارید و این هم از همان دست مسائل است.
اولا که اصلا موضوع مربوط به افرادی مثل آقای رحیمیان یا دیگران نیست بلکه هدف شخص امام است. از مدتها قبل آمریکائیها به این نتیجه رسیدند که انقلاب را به دست انقلابیون نابود کنند...
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار