نگاهي حقوقي به بندهاي توافقات ژنو
کد خبر: 624603
لینک کوتاه: http://www.Javann.ir/002cUF
تاریخ انتشار: ۱۳ آذر ۱۳۹۲ - ۱۳:۳۸
در مورد توافقنامه ژنو یادداشت ها و تحلیل های بسیار متفاوتی ارائه شده است، در این نوشته قصد داریم به طور خلاصه این توافقنامه را از منظر حقوقی و فنی مورد مداقه قرار دهیم.

امين حسني - در مورد توافقنامه ژنو یادداشت ها و تحلیل های بسیار متفاوتی ارائه شده است، در این نوشته قصد داریم به طور خلاصه این توافقنامه را از منظر حقوقی و فنی مورد مداقه قرار دهیم. لازم به یادآوریست که ما منکر زحمات تیم مذاکره کننده نیستیم و نوشتن اینگونه نقدها به منزله ی تضعیف بچه های انقلاب نیست.همانطور که رئیس محترم دستگاه دیپلماسی در شبکه خبر فرمودند که آماده شنیدن نقد ها هستند، امیدواریم اینگونه نقدها کمک کننده آنها در مذاکرات آتی باشد.

در مورد توافقنامه ها و معاهدات بین المللی اولین نکته ای که لازم است مورد توجه قرار گیرد استفاده از واژگانی است که معنای دقیق و مشخص بدهند. به تعبیر دیگر در دنیای دیپلماتیک جنگ جنگِ واژگان است و باید حتی الامکان از کلماتی استفاده کرد که تفسیر پذیر نباشند. متاسفانه در این توافقنامه بارها و بارها از کلماتی استفاده شده است که دست تیم غربی را برای تفسیرهای متناقض با آنچه که تیم ایرانی میگوید مورد توافق قرار گرفته است باز گذاشته است.. البته تیم آمریکایی حتی نگذاشت جوهر امضای طرفین روی توافقنامه خشک شود و جان کری و اوباما تنها یک ساعت پس از این توافق مواضعی برخلاف آنچه که آقای ظریف در مورد محتوای این توافقنامه گفت اظهار داشتند که خود گویای این مسئله ی بدیهی است.

طبق ماده 4 معاهده NPT کشورهای عضو میتوانند از چرخه کامل سوخت هسته ای برخوردار باشند. به تعبیر دیگر کشورهایی که به دنبال سلاح هسته ای نیستند حقِ توسعه و تحقیق، تولید و استفاده از انرژی هسته ای را دارا می باشند. ولی با دقت در این توافقنامه برخلاف گفته ی آقای ظریف که میگویند در دو قسمت به حق غنی سازی ایران اذعان شده است همچنین چیزی مشاهده نمی شود! در بند اول پس از حق بهره‌برداری از انرژی هسته‌ای متاسفانه از کلمات "mutually defined enrichmen" و "practical limits" و "transparency measures" استفاده شده است که بسیار تفسیر پذیر هستند. اولا با توجه به معنای حقوقی این کلمات این توافق چیزی فراتر از NPT است چون طبق بند 4 NPT لازم نیست برای دستیابی به انرژی صلح آمیز هسته ای به "تعریف مشترک" با کشورهای دیگر دست بزنیم ، ثانیا "محدودیت های عملی" که به این توافق اضافه شده است درواقع ایران را محدود می کند که طبق نیاز واقعی فعلی دست به تولید بزند که این هم در آینده کشور را دچار مشکل می کند و دست ایران را برای گسترش تاسیسات هسته ای خواهد بست، ثالثا "اقدامات شفاف ساز" هم از آن کلماتی است که متاسفاته متری برای سنجش آن وجود ندارد. با توجه به سابقه غربی ها در طی سال های 82 تا 84 و دو سال و نیم تعلیق داوطلبانه ایران هیج گاه کشور های غربی و آژانس حاضر نشدند به طور صریح بگویند که انحرافی در پرونده هسته ایران وجود ندارد، حالا چطور این اقدامات شفاف ساز منجر به حصول اطمینان غرب از صلح آمیز بودن برنامه غنی سازی ایران خواهد شد؟ الله اعلم!

یکی دیگر از کلمات تفسیر پذیر به کار رفته "renewable" است. این بار هم شاهدیم که از "تمدید" صحبت شده ولی زمانی برای انتهای دوره 6ماهه در نظر گرفته نشده. به نظر شما عکس العمل تیم ایرانی بعد از 6 ماه وقتی با این جمله ی غرب مواجه شد که اطمینانی از صلح آمیز بودن برنامه هسته ای بدست نیاورده و نیاز به تمدید این زمان است چه خواهد بود؟! از یک طرف اگر قبول نکند که غرب دوباره با بازگشت تحریم های معلق و تصویب قطعنامه های جدید ایران را تهدید خواهد کرد و عملا این خوشی 6 ماهه که از آن به ماه عسل دولت تعبیر میشود زود از بین میرود، اگر قبول هم بکند در پازل آنها بازی کرده و بنا بر اظهارات خود غربی ها این پرونده بین 10 تا 20 سال طول خواهد کشید. یعنی دولت های بعدی هم باید بیایند سر کار و مذاکره کنند تا بعد از 20 سال انشالله و به لطف مرحمت غربی ها پرونده ایران به حالت عادی درآید و با ایران مثل سایر کشورهای عضو NPT رفتار شود!

یکی از حقوقی ترین بنده های این قطعنامه که در رسانه های داخلی هم کمتر به آن پرداخته شده بحث کمیسیون نظارتی است که قرار است بین ایران و 1+5 تشکیل شود اولا با توجه به اینکه تعهدات 1+5 هسته ای نیست هیچ نهاد ثالثی محقق شدن اقدامات 6 کشور را بررسی نمی کند.ثانیا متاسفانه مسئولیت راستی آزمایی اقدامات مربوط به موضوع هسته ای به آژانس سپرده شده است. با توجه به اینکه در این موضوعات دبیرخانه آژانس اختیاری از خود ندارد باید برای راستی آزمایی آن را به تصویب شورای حکام برساند، یعنی عملا پرونده ایران از حالت داوطلبانه درآمده و به صورت بین المللی تبدیل می شود و اگر ایران روزی خواست دیگر به این تعهدات عمل نکند با قطعنامه های شورای حکام روبرو خواهد شد. البته قبول این مساله از تیم آقای روحانی و ظریف بعید بود. با توجه به تخصص رئیس جمهور در بحث های حقوقی و تجربه ای هم که در پرونده مشابه در دوران اصلاحات(ادامه ندادن تعلیق داوطلبانه موجب صادر شدن قطنامه های مختلف علیه ایران شده بود) وجود داشت انتظار میرفت که دوستان دقت بیشتری را انجام دهند.

در مورد عناصر گام اول(Elements of a first step) و نظارت های بیشتر ذکر چند نکته ضروریست. چیزی که مشخص است تعهداتی که روی دوش ایران گذاشته شده است نه تنها مطابق با NPT نیست بلکه حتی فراتر از پروتکل الحاقی است! مثلا دسترسی به معادن و کارگاه های مونتاژ حتی در پروتکل هم نیامده.

در بحث تعهدات ایران که بیشتر به جنبه های فنی مربوط میشود عملا ایران باید اورانیوم موجود غنی شده 20 درصد را به صورتی اکسید کند که خط برگشت پذیر هم وجود نداشته باشد و در صورت اتمام این مواد برای راکتور تحقیقاتی تهران، ایران دیگر نمیتواند اورانیوم بالاتر از 5 درصد را غنی سازی کند. همچنین با توجه به اینکه عبارت عدم گسترش فعالیت های هسته ای در تاسیسات سوخت هسته ای نطنز، فردو و راکتور اراک در متن آمده، راکتور اراک که فعلا به بهره برداری نرسیده عملا تعطیل می شود(منظور از تعطیلی بسته شدن درِ راکتور ها و نیروگاه های هسته ای نیست، بلکه سوق دادن فعالیت های هسته ای به سمت کارهای آزمایشگاهی و بدون استفاده است، یعنی هم چرخ سانتریفیوژها میچرخد و هم موتور دستگاه چمن زنی برای تزیین فضا! عملا استفاده ای از آنها در پیشرفت کشور نمی شود) بندهای دیگر آن از جمله عدم ساخت محل ها جدید برای غنی سازی هم در تضاد کامل با معاهده NPT است.

در قسمت نظارت های بیشتر هم چند اشکال اساسی به چشم میخورد. اینکه ایران دنبال سلاح هسته ای نیست که امری بدیهی است ولی این دلیل نمیشود که ایران حتی فراتر از پروتکل اطلاعات تمام تاسیسات هسته ای از معدن گرفته تا کارگاه های مونتاژ را به راحتی در اختیار غرب بگذارد. با این کار اولا غرب نسبت به توانمندی های ایران اشراف کامل پیدا میکند در ثانی این اطلاعات در آینده ممکن است منجر به خرابکاری های اساسی در گوشه و کنار کشور شود و حتی در مواردی هم پیش بینی افزایش شهدای هسته ای دور از انتظار نیست.

با توجه به اینکه حتی خود غربی ها هم از سخاوت ایران در مذاکرات شگفت زده شده اند(تعبیر خاویر سولانا) به نظرم بررسی اقدامات و تعهدات 1+5 درمورد ایران بیشتر به خرد شدن اعصاب خواننده منجر میشود!(در یک جمله رسما آبنبات چوبی گرفتیم) به همین دلیل از توضیح آن میگذرم.

در گام نهایی هم متاسفانه درج عباراتی مانند "practical needs" ، "agreed limits on scope" ،"level of enrichment" و... به صراحت با مفاد بند 4 NPT که خط قرمز ماست در تضاد است. با توجه به استفاده از این کلمات در این توافقنامه، در این جا هم مثل چند جای دیگر در این توافقنامه باید سر حقوق حقه ی ملت ایران با غرب به تعریف مشترک برسیم، و نمیتوانیم از حقوقمان که همان استفاده از چرخه کامل سوخت هسته ای است بهره مند بشیم.

برچسب ها: جوان آنلاين ، ژنو
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدید ها
آخرین اخبار